گذشتهٔ ساده و نقلی در ترکی استانبولی: ‎-di یا ‎-miş؟

گربه‌ی تارچین روی مبل آلبوم عکس را ورق می‌زند و کنارش حباب گفت‌وگویی با چهره‌ای متعجب است

ترکی استانبولی دو زمان گذشتهٔ ساده دارد و هر دو دربارهٔ کار تمام‌شده‌اند. فرقشان در این است که شما از آن کار از کجا خبر دارید. پسوند «ـدی» برای چیزی است که دیده‌اید، خودتان انجام داده‌اید یا از آن مطمئنید. پسوند «ـمیش» برای چیزی است که از کسی شنیده‌اید، از نشانه‌ها فهمیده‌اید یا همین الان متوجهش شده‌اید. هر دو را روی فعل «آمدن» در مثال زیر ببینید:

Example
Geldi.آمد (دیدم یا مطمئنم).
Gelmiş.آمده (شنیدم یا از نشانه‌ها فهمیدم).

ترجمهٔ فارسی هر دو ممکن است «آمد» یا «آمده» باشد، و فارسی‌زبان‌ها دقیقاً همین‌جا گیر می‌کنند: «ـمیش» را با ماضی نقلی فارسی یکی می‌گیرند، در حالی که این دو فقط بخشی از کاربردهایشان مشترک است.

زبان‌شناس‌ها به این تمایز گواه‌نمایی (evidentiality) می‌گویند، یعنی نشانه‌ای در دستور زبان که منبع خبر را نشان می‌دهد. راهنمای Universal Dependencies برای ترکی صریح می‌گوید هر دو پسوند به رویداد کامل‌شده در گذشته اشاره دارند و فرقشان در منبع خبر است، نه در زمان. دستور مدرسه‌ای ترکی هم همین تقسیم را دارد: «ـدی» را «گذشتهٔ دیده‌شده» و «ـمیش» را «گذشتهٔ آموخته» یا «گذشتهٔ شنیده‌شده» می‌نامد. نام ترکی این دو در مثال زیر آمده است:

Example
görülen geçmiş zamanگذشتهٔ دیده‌شده (برای «ـدی»)
öğrenilen geçmiş zaman / duyulan geçmiş zamanگذشتهٔ آموخته یا شنیده‌شده (برای «ـمیش»)

چرا «ـمیش» همان ماضی نقلی فارسی نیست

بعضی منابع فارسی «ـدی» را «ماضی ساده» و «ـمیش» را «ماضی نقلی» می‌نامند و بعضی حتی برچسب‌ها را جابه‌جا می‌کنند. اسم «نقلی» برای «ـمیش» گمراه‌کننده است، چون ماضی نقلی فارسی (رفته‌ام، دیده‌ام) بیشتر دربارهٔ اثر یک کار گذشته در حال حاضر است، نه دربارهٔ منبع خبر.

شباهت‌ها واقعی‌اند. فارسی محاوره هم برای خبر شنیده‌شده اغلب نقلی به کار می‌برد («شنیدم احمد ازدواج کرده»)، برای نتیجه‌ای که می‌بینید («برف آمده!») و برای تعجب («چقدر بزرگ شده‌ای!»). در هر سه، ترکی هم «ـمیش» می‌گوید:

Example
Ahmet evlenmiş.احمد ازدواج کرده.
Kar yağmış.برف آمده!
Ne kadar büyümüşsün!چقدر بزرگ شده‌ای!

تفاوت اصلی در تجربهٔ خود شماست. در فارسی می‌گوییم «به ترکیه رفته‌ام» یا «این فیلم را دیده‌ام». در ترکی این‌ها با «ـدی» گفته می‌شوند (دو سطر اول مثال زیر). اگر جملهٔ سطر سوم را بگویید، معنی‌اش این است که بی‌آنکه بفهمید به ترکیه رفته‌اید، که جملهٔ عجیبی است.

Example
Türkiye'ye gittim.به ترکیه رفته‌ام.
O filmi gördüm.این فیلم را دیده‌ام.
Türkiye'ye gitmişim.ظاهراً بی‌آنکه بفهمم به ترکیه رفته‌ام (عجیب).

قاعدهٔ عملی: برای کاری که خودتان آگاهانه کرده‌اید، حتی اگر در فارسی نقلی بگویید، در ترکی «ـدی» بگذارید.

اگر ترکی آذری بلدید، این تمایز را از قبل دارید: آذری هم دو پسوند هم‌خانوادهٔ همین‌ها را با همین منطق به کار می‌برد. فرق‌های دیگرش را در تفاوت ترکی آذری و استانبولی ببینید.

پسوند «ـدی»: گذشتهٔ دیده‌شده

وقتی آنجا بوده‌اید یا موضوع برایتان قطعی است، «ـدی» بگذارید. جملهٔ زیر یعنی «دیروز به آنکارا رفتم». خودتان سفر کرده‌اید، پس چیزی برای نقل کردن یا حدس زدن نیست.

Example
Dün Ankara'ya gittim.دیروز به آنکارا رفتم.

این پسوند چهارحالته است. اگر هماهنگی واکه‌ها برایتان تازه است، هماهنگی واکه‌ها و پسوندها در ترکی استانبولی را ببینید. مصوت پسوند یکی از چهار مصوت بسته است و با آخرین مصوت ریشهٔ فعل جور می‌شود. صامتش هم عوض می‌شود: بعد از هشت صامت بی‌واک، «د» به «ت» تبدیل می‌شود. اسم این قاعده همگونی صامت‌هاست و در راهنمای املای TDK آمده است. مصوت‌ها، صامت‌ها و نام ترکی قاعده را در مثال زیر ببینید:

Example
ı / i / u / üچهار مصوت پسوند
f, s, t, k, ç, ş, h, pصامت‌های بی‌واکی که «د» را «ت» می‌کنند
-di → -tiتبدیل «د» به «ت»
ünsüz benzeşmesiهمگونی صامت‌ها
آخرین مصوت ریشهبعد از مصوت یا صامت واک‌داربعد از صامت بی‌واک
a, ıaldı, yazdıbaktı, çıktı
e, igeldi, sevdigitti, içti
o, uokudu, oldukoştu, tuttu
ö, ügördü, düşündüöptü, küstü

شناسه‌ها مستقیم بعد از پسوند می‌آیند و از مجموعهٔ کوتاه‌اند. شباهتشان به شناسه‌های فارسی (رفتم، رفتی) کمک می‌کند: شناسهٔ اول‌شخص مفرد همان «ـَم» است.

Example
-m, -n, -k, -niz, -lerشناسه‌های کوتاه
geldimآمدم
شخصآمدنانجام دادن
مصدرgelmekyapmak
bengeldimyaptım
sengeldinyaptın
ogeldiyaptı
bizgeldikyaptık
sizgeldinizyaptınız
onlargeldileryaptılar

پسوند «ـدی» برای واقعیت‌های شناخته‌شده‌ای هم هست که هیچ زندهٔ امروزی ندیده است. جملهٔ زیر با «ـدی» است، چون تاریخ قطعی است، نه شایعه. «قطعی بودن» مهم‌تر از «با چشم خود دیدن» است.

Example
İstanbul 1453'te fethedildi.استانبول در ۱۴۵۳ فتح شد.

پسوند «ـمیش»: شنیده، حدس‌زده یا تعجب

پسوند «ـمیش» می‌گوید خبر شما غیرمستقیم است. سه دلیل رایج برایش هست (ترکی هر سه جمله را در مثال بخش قبل دیدید):

  1. شنیده: کسی به شما گفته یا جایی خوانده‌اید، مثل «احمد ازدواج کرده (این‌طور شنیدم)».
  2. استنباط: نتیجه را می‌بینید، نه خود رویداد را. بیرون را نگاه می‌کنید، کوچه سفید است و می‌گویید «برف آمده».
  3. تعجب یا کشف تازه: چیزی را می‌فهمید که نمی‌دانستید. بچهٔ دوستتان را بعد از دو سال می‌بینید و می‌گویید «چقدر بزرگ شده‌ای!»

زبان‌شناس‌ها کاربرد سوم را شگفت‌نمایی (mirativity) هم می‌نامند. مقالهٔ ویکی‌پدیا دربارهٔ mirativity پسوند «ـمیش» ترکی را یکی از مثال‌هایش آورده است.

شکل «ـمیش» ساده‌تر از «ـدی» است. صامت «م» هیچ‌وقت عوض نمی‌شود و فقط مصوت از هماهنگی چهارحالته پیروی می‌کند. پس «رفتن» در این زمان «گیتمیش» می‌شود و دو شکل سطرهای آخر مثال زیر غلط‌اند:

Example
-mış / -miş / -muş / -müşچهار شکل پسوند
gitmek → gitmişرفتن ← رفته
gitmışغلط
gittmişغلط
آخرین مصوت ریشهمثال
a, ıalmış, yazmış, çıkmış
e, igelmiş, gitmiş, içmiş
o, uokumuş, olmuş, koşmuş
ö, ügörmüş, düşünmüş, öpmüş

شناسه‌های «ـمیش» با شناسه‌های «ـدی» فرق دارند. «ـمیش» شناسه‌های بلندتر را می‌گیرد، همان‌هایی که با حال استمراری و آینده هم می‌آیند.

شخصآمدنخواندن
مصدرgelmekokumak
bengelmişimokumuşum
sengelmişsinokumuşsun
ogelmişokumuş
bizgelmişizokumuşuz
sizgelmişsinizokumuşsunuz
onlargelmişlerokumuşlar

تقریباً هر قصهٔ ترکی با «ـمیش» شروع می‌شود، با جملهٔ زیر که همان «یکی بود، یکی نبود» خودمان است:

Example
Bir varmış, bir yokmuş.یکی بود، یکی نبود.

قصه‌گو رویدادها را ندیده، پس کل قصه با «ـمیش» روایت می‌شود. جالب است که فارسی اینجا ماضی ساده می‌گوید («بود») و ترکی «ـمیش»؛ نمونهٔ خوبی که نشان می‌دهد این دو نظام یکی نیستند.

همین تمایز بعد از اسم و صفت

هر دو گذشته به اسم و صفت هم می‌چسبند و بعد از مصوت یک «ی» میانجی می‌گیرند. «هاستایدِ» یعنی «مریض بود» و شما می‌دانید. «هاستایمِش» یعنی «ظاهراً مریض بوده». همین الگو «خانه بود» و «معلم بود» را هم می‌سازد. صفحهٔ Universal Dependencies هم دو شکل «مریض بود» را یک جفت آورده است. بیشترین کاربرد روزمرهٔ «ـمیش» همین‌جاست، مثل دو سطر آخر مثال زیر:

Example
Hastaydı.مریض بود (می‌دانم).
Hastaymış.ظاهراً مریض بوده.
evdeydi / evdeymişخانه بود
öğretmendi / öğretmenmişمعلم بود
Pahalıymış.معلوم شد گران است.
Güzelmiş.چه خوب، قشنگ است.
دو گربه کنار پرچین باغ: یکی ماجرایی تعریف می‌کند و دیگری با تعجب گوش می‌دهد

منفی و سؤالی

منفی

پسوند نفی، که دو شکل دارد، قبل از پسوند گذشته می‌آید. چون پسوند نفی به مصوت ختم می‌شود، «ـدی» در منفی همیشه با «د» می‌ماند.

Example
-me / -maدو شکل پسوند نفی
فعلمنفی با «ـدی»منفی با «ـمیش»
gelmekgelmedigelmemiş
almakalmadıalmamış
gitmekgitmedigitmemiş
görmekgörmedigörmemiş
Example
Gitmedim.نرفتم.
Ödevini yapmamış.تکلیفش را انجام نداده (این‌طور شنیدم، یا این‌طور پیداست).

سؤالی

سؤال با ادات پرسشی ساخته می‌شود که چهار شکل دارد. اینجا دو گذشته رفتار متفاوتی دارند و این از رایج‌ترین غلط‌های نوشتاری است.

  • با «ـدی»، شناسه روی فعل می‌ماند و ادات پرسشی آخر می‌آید.
  • با «ـمیش»، شناسه روی ادات سؤال می‌رود. استثنا سوم‌شخص جمع است.

سؤال منفی هر دو قاعده را با هم دارد. نمونهٔ همهٔ این حالت‌ها در مثال زیر آمده است:

Example
mı / mi / mu / müچهار شکل ادات پرسشی
Geldin mi?آمدی؟
Geldiniz mi?آمدید؟
Yaptın mı?انجام دادی؟
Gelmiş misin?آمده‌ای؟ (با «ـمیش»)
Gelmiş miyiz?آمده‌ایم؟
Gelmiş misiniz?آمده‌اید؟
Gelmişler mi?آمده‌اند؟ (استثنا: سوم‌شخص جمع)
Gelmedin mi?نیامدی؟
Gelmemiş mi?پس نیامده؟

طبق قواعد املای TDK، ادات سؤال همیشه جدا نوشته می‌شود، از هماهنگی واکهٔ کلمهٔ قبلش پیروی می‌کند و شناسه‌های بعدی را می‌گیرد. پس شکل جدا درست است و شکل چسبیده غلط:

Example
geldin miدرست
geldinmiغلط

اشتباه‌های رایج فارسی‌زبان‌ها

مهم‌ترین دام، ترجمهٔ ماضی نقلی فارسی با «ـمیش» است. «سه بار به استانبول رفته‌ام» در ترکی با «ـدی» گفته می‌شود (سطر اول مثال زیر). در اول‌شخص، «ـمیش» یعنی کاری را بی‌آنکه بفهمید انجام داده‌اید؛ مثلاً وقتی بیدار می‌شوید و ساعت را می‌بینید، می‌گویید «خواب ماندم!» (سطر دوم). برای تجربه‌های خودتان «ـدی» بگذارید (دو سطر آخر).

Example
İstanbul'a üç kez gittim.سه بار به استانبول رفته‌ام.
Uyuyakalmışım!خواب ماندم!
Türkiye'ye gittim.به ترکیه رفته‌ام.
Daha önce Türkiye'de bulundum.قبلاً در ترکیه بوده‌ام.

دام دوم برعکس اولی است: نقل شایعه با «ـدی». اگر همکارتان بگوید عایشه استعفا داده و شما جملهٔ اول مثال زیر را بگویید، یعنی ادعا می‌کنید خودتان از آن خبر دست‌اول دارید. ترک‌ها به‌طور طبیعی جملهٔ دوم را می‌گویند. «ـدی» اینجا غلط نیست، اما ادعایش قوی‌تر از آن است که شاید منظورتان باشد.

Example
Ayşe istifa etti.عایشه استعفا داد (خبر دست‌اول).
Ayşe istifa etmiş.عایشه استعفا داده (شنیده‌ام).

بعضی‌ها «ـمیشتی» را هم نشانهٔ خبر شنیده می‌گیرند. این شکل همان «ـمیش» به‌اضافهٔ «ـدی» است و معادل ماضی بعید فارسی است: «آمده بود»، «کرده بود». «ـدی» آخرش آن را واقعیتی روایت‌شده و دانسته می‌کند، نه شایعه.

Example
gelmişti / yapmıştıآمده بود / کرده بود
Ben vardığımda tren kalkmıştı.وقتی رسیدم، قطار رفته بود.

خوشبختانه این یکی برای فارسی‌زبان‌ها آسان است، چون ماضی بعید فارسی تقریباً همان کار را می‌کند. در داستان‌های نوشتاری و متن‌های خواندنی سطح B2 و C1 زیاد می‌بینیدش. در سطح‌های زبان ترکی استانبولی از A1 تا C2 نوشته‌ایم این سطح‌ها چه می‌خواهند.

یک غلط املایی هم زیاد دیده می‌شود. کسی که تازه شکل «ت»دار «ـدی» را یاد گرفته، گاهی «ـمیش» را هم با «ت» می‌نویسد (سطر آخر مثال زیر). فقط «ـدی» صامتش را عوض می‌کند و «ـمیش» هیچ‌وقت.

Example
gitti, baktıدرست
gitmişدرست
gittmiş, baktmışغلط

آخری بیشتر فرصت ازدست‌رفته است تا غلط: پسوند «ـمیش» اغلب گلایه را مؤدبانه‌تر می‌کند، چون مشکل را چیزی نشان می‌دهد که تازه متوجهش شده‌اید. جملهٔ اول مثال زیر کمتر از جملهٔ دوم بوی اتهام می‌دهد.

Example
Hesap yanlış yazılmış galiba.فکر کنم صورت‌حساب اشتباه نوشته شده.
Yanlış yazdınız.اشتباه نوشتید.

این همان ظرافتی است که در محیط کار هم به دردتان می‌خورد؛ ترکی استانبولی برای کار در ترکیه و ترکی استانبولی تجاری نمونه‌های بیشتری دارند.

گفت‌وگوهای کوتاه

دیده در برابر شنیده: سه دوست دربارهٔ یک مسابقهٔ فوتبال حرف می‌زنند.

Dialogue
الفDün akşam maçı izledin mi?دیشب مسابقه را دیدی؟
Evet, izledim. Çok güzel bir maçtı.آره، دیدم. مسابقهٔ خیلی خوبی بود.
Ben izlemedim ama Galatasaray kazanmış, değil mi?من ندیدم، ولی گالاتاسرای برده، نه؟

نفر «ب» مسابقه را دیده و «ـدی» می‌گوید. نفر «ج» فقط نتیجه را می‌داند، پس «ـمیش» می‌گوید و با «دِییل می؟» (نه؟) مطمئن می‌شود.

نشانه و تأیید: کسی صبح پرده را کنار می‌زند.

Dialogue
الفAa, kar yağmış!اِ، برف آمده!
Evet, gece yağdı. Saat ikide uyandım, gördüm.آره، دیشب بارید. ساعت دو بیدار شدم، دیدم.

نفر «الف» برف را می‌بیند و نتیجه می‌گیرد که باریده. نفر «ب» بیدار بوده و باریدنش را دیده. یک رویداد دو پسوند متفاوت می‌گیرد، چون دو گوینده از دو راه از آن خبر دارند.

تعجب: معلمی شاگردش را در بازار می‌بیند.

Dialogue
شاگردMerhaba hocam! Beni hatırladınız mı?سلام استاد! من را یادتان هست؟
معلمTabii ki! Ne kadar Türkçe öğrenmişsin, çok güzel konuşuyorsun!البته! چقدر ترکی یاد گرفته‌ای، خیلی قشنگ حرف می‌زنی!

معلم همین حالا متوجه پیشرفت شاگرد شده، پس «یاد گرفته‌ای» با «ـمیش» طبیعی است.

خبری که دست‌به‌دست می‌شود: دو همسایه در راه‌پله گپ می‌زنند.

Dialogue
الفDuydun mu? Karşı daireye yeni bir aile taşınmış.شنیدی؟ یک خانوادهٔ تازه به واحد روبه‌رو اسباب‌کشی کرده.
Biliyorum, dün taşındılar. Ben de yardım ettim.می‌دانم، دیروز اسباب‌کشی کردند. من هم کمک کردم.

نفر «الف» خبری را نقل می‌کند و «ـمیش» می‌گوید. نفر «ب» در اسباب‌کشی کمک کرده و با «ـدی» جواب می‌دهد.

جدول تصمیم سریع

در جدول‌های زیر، حرف بزرگ صدایی را نشان می‌دهد که بسته به کلمه عوض می‌شود:

حرفمی‌تواند باشد
Iı, i, u, ü
Dd, t
موقعیت شماپسوندمثال
خودتان کردید یا دیدید‎-DIDün sinemaya gittim.
تجربه‌ای که در فارسی با نقلی می‌گویید (رفته‌ام، دیده‌ام)‎-DIO filmi gördüm.
واقعیت شناخته‌شده یا تاریخ‎-DIAtatürk 1881'de doğdu.
کسی به شما گفته‎-mIşFiyatlar artmış.
نتیجه را می‌بینید، نه رویداد را‎-mIşYağmur yağmış, yerler ıslak.
همین الان فهمیدید‎-mIşKapı açıkmış!
کاری را ناخواسته کرده‌اید‎-mIşAnahtarı evde unutmuşum.
قصه یا داستانی که شنیده‌اید‎-mIşBir varmış, bir yokmuş.
رویدادی قبل از رویداد گذشتهٔ دیگر (ماضی بعید)‎-mIştIVardığımda film başlamıştı.

اگر مطمئن نیستید، از خودتان بپرسید در فارسی می‌توانید «ظاهراً»، «مثل اینکه» یا «معلوم شد» اضافه کنید یا نه. اگر بله، «ـمیش» بگذارید. اگر جمله را محکم می‌گویید و پایش می‌ایستید، «ـدی».

این دو گذشته کنار زمان حال، حال گسترده و آینده قرار می‌گیرند که در زمان حال و آینده در ترکی استانبولی توضیحشان داده‌ایم. در گفتار خودمانی شکل‌های کوتاه‌شده هم می‌شنوید که در ترکی محاوره‌ای استانبولی آمده‌اند. وقتی فعل‌ها جا افتادند، نظام بعدی که باید یاد بگیرید حالت‌های اسم در ترکی استانبولی است.

پرسش‌های رایج

آیا «ـمیش» همان ماضی نقلی فارسی است؟

نه. ماضی نقلی فارسی بیشتر دربارهٔ اثر کار در زمان حال است و «ـمیش» دربارهٔ منبع خبر. برای خبر شنیده، نتیجهٔ دیده‌شده و تعجب، هر دو زبان شبیه هم‌اند. اما «این فیلم را دیده‌ام» در ترکی با «ـدی» گفته می‌شود، همان جمله‌ای که در بخش اول دیدید.

می‌توانم برای چیزی که ندیده‌ام «ـدی» بگذارم؟

بله، اگر آن را قطعی می‌دانید. واقعیت تاریخی، نتیجهٔ رسمی و چیزهایی که تأییدشان کرده‌اید «ـدی» می‌گیرند. «ـمیش» نشان می‌دهد خبر را نقل یا استنباط می‌کنید، نه اینکه به آن شک دارید.

آیا «ـمیش» بی‌ادبانه یا مبهم است؟

نه. اغلب مؤدبانه‌تر است، چون گلایه و اصلاح را نرم می‌کند. اما در جمله‌های دست‌اول دربارهٔ خودتان یعنی «بی‌آنکه بفهمم»، پس «آمدم» با «ـدی» و همان فعل با «ـمیش» معنی‌شان فرق دارد.

فرق «ـمیشتی» با «ـمیش» چیست؟

پسوند «ـمیش» گذشتهٔ شنیده یا استنباطی است. «ـمیشتی» ماضی بعید است («کرده بود»)، برای رویدادی که قبل از رویداد گذشتهٔ دیگری اتفاق افتاده، و نشانهٔ شنیده بودن نیست.

چقدر طول می‌کشد تا «ـدی» و «ـمیش» را طبیعی به کار ببرم؟

زمان ثابتی ندارد. بیشتر زبان‌آموزها هر دو را زود می‌سازند، اما انتخاب بی‌فکر بینشان به گوش دادن زیاد و کسی نیاز دارد که جمله‌های واقعی‌تان را اصلاح کند.

راستش این تمایز با خواندن تنها جا نمی‌افتد. در تمرین نوشتاری وقت فکر کردن دارید و معمولاً درست انتخاب می‌کنید؛ وسط حرف زدن است که «رفته‌ام» فارسی بی‌اجازه با «ـمیش» گفته می‌شود. اینجا یک شنوندهٔ ترک‌زبان کمک می‌کند. جیلان کارشناسی ارشد آموزش زبان ترکی دارد و دستور را به ترکی یا انگلیسی توضیح می‌دهد؛ در یک جلسهٔ آزمایشی رایگان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای می‌توانید چند جمله از تجربه‌های خودتان را بگویید و ببینید کجا «ـدی» و «ـمیش» جابه‌جا می‌شوند. اگر سطحتان را نمی‌دانید، آزمون تعیین سطح رایگان نقطهٔ شروع خوبی است.