۱۰۰ لغت پرکاربرد ترکی استانبولی با تلفظ فارسی

گربه‌ی تارچین میان کارت‌های تصویری چیزهای روزمره: سیب، خانه، چای، اتوبوس، کتاب و خورشید

اولین لغت‌های ترکی استانبولی که باید یاد بگیرید این‌ها هستند: «اِوِت» (بله)، «هایِر» (نه)، «مِرحابا» (سلام)، «لوتفِن» (لطفاً)، «تِشِکّورلِر» (ممنون)، «وار» (هست) و «یوک» (نیست). املای ترکی هر هفت کلمه در جدول «۱۰ کلمهٔ ضروری» آمده است. با همین هفت کلمه، کلمه‌های پرسشی و حدود بیست فعل، می‌توانید در مغازه و کافه چیزی بخواهید و به سؤال‌های ساده جواب بدهید.

فارسی‌زبان‌ها اینجا یک امتیاز واقعی دارند. حدود بیست کلمه از این صد کلمه از فارسی یا عربی به ترکی رفته‌اند یا بین‌المللی‌اند، مثل هفته، شهر، پنیر، میوه، حساب، ساعت و زمان (املای ترکی‌شان در جدول زیر). اما چند تایشان معنی دیگری پیدا کرده‌اند و همین‌ها بیشترین اشتباه را می‌سازند؛ جدولشان را پایین‌تر آورده‌ایم.

ترکیفارسی
haftaهفته
şehirشهر
peynirپنیر
meyveمیوه
hesapحساب
saatساعت
zamanزمان

کلمه‌ها را بر اساس موضوع دسته‌بندی کرده‌ایم، نه بسامد، چون یک موضوع را راحت‌تر می‌شود در یک نشست یاد گرفت. این کلمه‌ها کارهای سطح A1 را پوشش می‌دهند که چارچوب مشترک اروپایی (CEFR) شورای اروپا توصیف می‌کند: معرفی خود و رفع نیازهای سادهٔ روزمره. املا و معنی کلمه‌ها از فرهنگ ترکی امروزِ بنیاد زبان ترکی (TDK) گرفته شده است. اگر هنوز حروف را راحت نمی‌خوانید، از الفبای ترکی استانبولی و تلفظ حروف شروع کنید.

۱۰ کلمهٔ ضروری

ترکیتلفظفارسی
evetاِوِتبله
hayırهایِرنه، خیر
tamamتامامباشه
lütfenلوتفِنلطفاً
teşekkürlerتِشِکّورلِرممنون، مرسی
merhabaمِرحاباسلام
pardonپاردونببخشید
varوارهست، دارم
yokیوکنیست، ندارم
değilدِایلنیست (برای اسم و صفت)

در ستون تلفظ، «آی بی‌نقطه»ی ترکی را با کسره نشان داده‌ایم (هایِر)، ولی صدایش کمی عقب‌تر از کسرهٔ فارسی است.

کلمه‌های «وار» و «یوک» کار «هست/نیست» و «دارم/ندارم» را می‌کنند: «آب هست؟» را با «وار» یا «یوک» جواب می‌دهند، نه با «بله» و «نه». این برای ما طبیعی است، چون در فارسی هم به «آب هست؟» جواب می‌دهیم «هست» یا «نیست». کلمهٔ «دِایل» هم اسم و صفت را منفی می‌کند. هر دو را در مثال زیر ببینید:

Example
Su var mı?آب هست؟
Var. / Yok.هست. / نیست.
Pahalı değil.گران نیست.

ضمیرها و کلمه‌های پرسشی

ترکیتلفظفارسی
benبِنمن
senسِنتو
oاواو، آن
bizبیزما
sizسیزشما
onlarاونلارآن‌ها
neنِهچه، چی
kimکیمچه کسی
neredeنِرِدهکجا
ne zamanنِه زامانکِی
nasılناسِلچطور
nedenنِدِنچرا
kaçکاچچند
hangiهانگیکدام

برای مرد و زن، ترکی هم مثل فارسی یک ضمیر دارد، که حتی تلفظش شبیه «او» است. شناسهٔ فعل شخص را نشان می‌دهد، پس ضمیر را مثل فارسی معمولاً حذف می‌کنند:

Example
Geliyorum.می‌آیم.

مراقب «نِه» باشید. در ترکی «نِه» یعنی «چه»، نه «نه»؛ «نه» در ترکی «هایِر» است. «نِه زامان؟» هم که کلمهٔ «زمان» را دارد، یعنی «کِی؟».

آدم‌ها

ترکیتلفظفارسی
anneآنّهمادر
babaباباپدر
kardeşکاردِشخواهر یا برادر
ablaآبلاخواهر بزرگ‌تر
abiآبیبرادر بزرگ‌تر
arkadaşآرکاداشدوست
çocukچوجوکبچه
kadınکادِنزن
adamآداممرد
öğretmenاُرِتمِنمعلم

ترک‌ها غریبه‌ای را که کمی از خودشان بزرگ‌تر است در بازار یا تاکسی با «آبلا» و «آبی» صدا می‌کنند، تقریباً همان کاری که «آبجی» و «داداش» در فارسی خودمانی می‌کنند. «کاردِش» برای خواهر و برادر یکی است؛ اگر لازم باشد دو عبارت مثال زیر را می‌گویند:

Example
kız kardeşخواهر
erkek kardeşبرادر

زمان

ترکیتلفظفارسی
bugünبوگونامروز
yarınیارِنفردا
dünدوندیروز
şimdiشیمدیالان
sonraسونرابعد
önceاُنجهقبل، اول
günگونروز
haftaهافتاهفته
yılیِلسال
saatسا‌آتساعت

نام روزها و ماه‌ها را در روزهای هفته و ماه‌ها به ترکی استانبولی و گفتن ساعت را در اعداد، ساعت و قیمت به ترکی استانبولی آورده‌ایم.

خوراکی و نوشیدنی

ترکیتلفظفارسی
suسوآب
çayچایچای
kahveکاهوِهقهوه
ekmekاِکمِکنان
etاِتگوشت
tavukتاووکمرغ
peynirپِینیرپنیر
meyveمِیوِهمیوه
kahvaltıکاهوالتِصبحانه
hesapهِساپصورت‌حساب

نیمی از این جدول برای ما آشناست: چای، قهوه، پنیر، میوه و حساب. «صبحانه» هم از «زیرِ قهوه» ساخته شده، یعنی چیزی که قبل از قهوه می‌خورند. در رستوران برای صورت‌حساب جملهٔ سطر آخر مثال زیر را بگویید:

Example
kahve altı → kahvaltıزیرِ قهوه ← صبحانه
Hesap, lütfen.صورت‌حساب، لطفاً.

مکان‌ها و چیزها

ترکیتلفظفارسی
evاِوخانه
okulاوکولمدرسه
işایشکار
yolیولراه
şehirشِهیرشهر
odaاودااتاق
hastaneهاستانهبیمارستان
tuvaletتوالِتدستشویی
paraپاراپول
telefonتِلِفونتلفن

یک مثال خوب «بیمارستان» است: «هاستا» و «هانه»، یعنی «خانهٔ بیمار». هر دو جزء از فارسی آمده‌اند (خسته و خانه). اما در ترکی «هاستا» یعنی «بیمار»، نه «خسته». این را در جدول دوستان دروغین هم آورده‌ایم.

Example
hasta + hane → hastaneبیمار + خانه ← بیمارستان
گربه‌ی تارچین کارت‌های تصویری غذا، خانه و وسیله‌ی نقلیه را دسته‌بندی می‌کند

۲۰ فعلی که هر روز به کار می‌برید

فرهنگ‌های ترکی فعل را با پسوند مصدر می‌آورند که دو شکل دارد، مثل «ـتن/ـدن» در مصدر فارسی. این پسوند را بردارید تا فعل امر خودمانی بماند، مثل «آمدن» و «بیا!» در مثال زیر. این از فارسی ساده‌تر است، چون «بـ» و تغییر بن ندارد.

Example
-mak / -mekدو شکل پسوند مصدر
gelmek → Gel!آمدن ← بیا!
مصدرامر (تو)فارسی
olmakolبودن، شدن
gitmekgitرفتن
gelmekgelآمدن
yapmakyapانجام دادن، ساختن
etmeketکردن (در فعل مرکب)
istemekisteخواستن
bilmekbilدانستن
anlamakanlaفهمیدن
konuşmakkonuşحرف زدن
söylemeksöyleگفتن
görmekgörدیدن
almakalگرفتن، خریدن
vermekverدادن
yemekyeخوردن (و «غذا»)
içmekiçنوشیدن
sevmeksevدوست داشتن
beklemekbekleمنتظر ماندن
çalışmakçalışکار کردن، درس خواندن
oturmakoturنشستن، ساکن بودن
bakmakbakنگاه کردن

فعل «اِتمِک» همان «کردن» در فعل‌های مرکب فارسی است، مثل «کمک کردن» و «تشکر کردن». برای غریبه‌ها، مثل «بروید» در فارسی، پسوند امر مؤدبانه را اضافه کنید که طبق هماهنگی واکه‌ها شکلش عوض می‌شود. نمونه‌ها را در مثال زیر ببینید:

Example
yardım etmekکمک کردن
Yardım et!کمک کن!
teşekkür etmekتشکر کردن
-in / -ınپسوند امر مؤدبانه
Bekleyin.لطفاً صبر کنید.
Bakın.نگاه کنید.

صفت‌ها

ترکیتلفظفارسی
iyiای‌ییخوب
kötüکُتوبد
büyükبویوکبزرگ
küçükکوچوککوچک
güzelگوزِلزیبا، خوب
yeniیِنینو، جدید
sıcakسِجاکگرم، داغ
soğukسوئوکسرد
pahalıپاهالِگران
kolayکولایآسان

در «پاهالِ» (گران) همان «بها»ی فارسی را می‌بینید: «بها» به‌اضافهٔ پسوند «دارای»، یعنی «بهادار». «گوزِل» هم برای آدم به کار می‌رود و هم برای غذا و روز. هر دو را در مثال زیر ببینید:

Example
paha + lı → pahalıبها + دارای ← گران
güzel bir günیک روز خوب

شش کلمهٔ کوچکی که جمله را سرپا نگه می‌دارند

ترکیتلفظفارسی
veوِو
ileایلهبا
çokچوکخیلی
birazبیرازکمی
buradaبورادااینجا
şeyشِیچیز؛ «اِم...»

دوستان دروغین: شبیه فارسی، با معنی دیگر

ترکیمعنی در ترکیکلمهٔ فارسی شبیهکلمهٔ درست یا نمونه
hastaبیمارخستهyorgun
adamمردآدم (انسان)insan
neچهنهhayır
tamamباشه، کاملتمام (تمام‌شده)bitti
zorسختزورTürkçe zor mu?
şeyچیز، «اِم...»شیء (رسمی)Şey...

ستون آخر، کلمهٔ ترکی درست را برای معنی فارسی نشان می‌دهد: «خسته» در ترکی «یورگون» است، «آدم» به معنی انسان «اینسان»، «نه» «هایِر» و «تمام شد» «بیتّی». جملهٔ ردیف «زور» یعنی «ترکی سخت است؟». کلمهٔ «شِی» هم برخلاف «شیء» فارسی در ترکی خیلی خودمانی است.

بیشترین اشتباه فارسی‌زبان‌ها با «هاستا» است: اگر بعد از یک روز کاری بگویید «مریضم» (سطر اول مثال زیر)، طرف مقابل فکر می‌کند واقعاً بیمارید. برای «خسته‌ام» جملهٔ سطر دوم را بگویید.

Example
Hastayım.مریضم.
Yorgunum.خسته‌ام.

شکل رسمی و خودمانی

چند کلمه از این فهرست یک جفت رسمی‌تر یا خودمانی‌تر دارند.

معنیرسمیمعمولیخودمانی
ممنونteşekkür ederimteşekkürlersağ ol
ببخشیدaffedersinizpardonpardon
بفرماییدbuyurunbuyurunbuyur
باشهtamamtamamtamamdır
بلهevetevethe / aynen
شما / توsizsizsen

انتخاب «سیز» و «سِن» دقیقاً مثل «شما» و «تو» در فارسی است: با فروشنده، کارمند اداره و آدم‌های مسن‌تر «سیز» بگویید. «آینِن» (دقیقاً) بین دوستان یعنی «آره، همینه». جواب «ممنون» مثل «ریجا اِدِریم» را در ممنون به ترکی استانبولی و احوالپرسی را در سلام و احوالپرسی به ترکی استانبولی ببینید.

Dialogue
گارسونMerhaba, buyurun.سلام، بفرمایید.
مشتریMerhaba. Bir çay, lütfen. Peynirli tost var mı?سلام. یک چای، لطفاً. تست پنیر دارید؟
گارسونVar.داریم.
مشتریTamam, bir tost da. Sonra hesap, lütfen.باشه، یک تست هم. بعد صورت‌حساب، لطفاً.
گارسونTabii. Başka bir şey?حتماً. چیز دیگری؟
مشتریYok, teşekkürler.نه، ممنون.

در این گفت‌وگو، مشتری یک چای و یک تست پنیر سفارش می‌دهد و بعد صورت‌حساب را می‌خواهد. به جواب «وار» و «یوک» دقت کنید.

Dialogue
Bu kim?این کیست؟
Arkadaşım Elif. Öğretmen.دوستم الیف. معلم است.
Memnun oldum. Nerede çalışıyorsun?خوشوقتم. کجا کار می‌کنی؟
Burada, yeni okulda.همین‌جا، در مدرسهٔ جدید.

نکته‌های تلفظ برای فارسی‌زبان‌ها

هر حرف خوانده می‌شود و هر حرف فقط یک صدا دارد؛ مثلاً «ساعت» در ترکی دو «آ» جدا دارد: «سا‌آت». نکته‌های دیگر در جدول زیر است:

حرفکلمه‌هانکته
c, ççocukاولی همان «ج» است و دومی همان «چ»، پس «بچه» را «چوجوک» بخوانید.
ıhayır, kadın, yıl, pahalıاین حرف بی‌نقطه در فارسی معادل ندارد. اگر به‌جایش «ای» بگویید، گاهی کلمه عوض می‌شود.
ö, üöğretmen, gün, küçükهر دو گردند: اولی مثل «اُ» با لب‌های گردتر و دومی مثل «او» با زبان جلوتر، مثل همین صدا در فرانسوی.
ğdeğil, soğukصامت نیست. مصوت‌ها را کشیده یا به هم وصل می‌کند، پس این دو کلمه تقریباً «دِایل» و «سوئوک»اند، نه «سوغوک».
hkahveهمیشه شنیده می‌شود، حتی آخر هجا: «کاهوِه» بگویید، نه «کاوه».

اشتباه‌های رایج

  • جواب دادن «بله» به «آب هست؟». بگویید «وار»، یا اگر نیست «یوک».
  • استفاده از «هایِر» برای «نیست». برای «گران نیست» باید «دِایل» بگذارید (سطر دوم مثال زیر).
  • گفتن «سِن» به غریبه. با «سیز» شروع کنید و صبر کنید طرف مقابل خودمانی شود.
  • آوردن «بِن» (من) در هر جمله. جملهٔ با ضمیر یعنی «من می‌آیم» با تأکید؛ معمولاً فعل تنها کافی است، مثل فارسی (دو سطر آخر).
  • گفتن «مریضم» برای «خسته‌ام». درستش «یورگونوم» است.
Example
Pahalı hayır.غلط
Pahalı değil.گران نیست.
Ben geliyorum.من می‌آیم (با تأکید).
Geliyorum.می‌آیم.

پرسش‌های رایج

برای شروع حرف زدن به ترکی چند لغت لازم است؟

عدد ثابتی وجود ندارد. صد کلمهٔ خوب‌انتخاب‌شده، همراه «هست»، «نیست» و «دِایل» و کلمه‌های پرسشی، بخش زیادی از گفت‌وگوهای سادهٔ سطح A1 را پوشش می‌دهد. بعد از آن کلمه‌های زندگی خودتان را اضافه کنید: شغلتان، محله‌تان و خریدهای روزانه.

چرا این‌قدر کلمهٔ فارسی در ترکی هست؟

ترکی عثمانی قرن‌ها از فارسی و عربی واژه گرفت و خیلی از آن‌ها در ترکی امروز مانده‌اند، مثل هفته، شهر و پنیر. اما املا و تلفظشان ترکی است و گاهی معنی‌شان عوض شده، مثل «هاستا». فرهنگ ترکی امروز ریشهٔ هر کلمه را جلوی آن نوشته است.

کلمهٔ ترکی «یِمِک» اسم است یا فعل؟

هر دو. هم یعنی «خوردن» و هم «غذا». عبارت مثال زیر (غذا خوردن) کاملاً عادی است.

Example
yemek yemekغذا خوردن

کلمهٔ ترکی «شِی» یعنی چه؟

یعنی «چیز». ترک‌ها وقتی دنبال کلمه می‌گردند هم «شِی» می‌گویند، مثل «اِم...» یا «چیزه...» در فارسی:

Example
Şey... yarın gelir misin?چیزه... فردا می‌آیی؟

صد کلمه را می‌شود در دو هفته حفظ کرد و در دو هفتهٔ بعد فراموش کرد. چیزی که نگهشان می‌دارد استفاده است: همین گفت‌وگوی کافه را بلند بخوانید، بعد جای چای و تست را با سفارش خودتان عوض کنید. اگر می‌خواهید کسی آن طرف میز باشد و جواب بدهد، جلسهٔ آزمایشی رایگان با جیلان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه است و ظرف ۲۴ ساعت برای هماهنگی‌اش جواب می‌گیرید. آزمون تعیین سطح هم نشان می‌دهد از این فهرست جلوترید یا نه.