ضرب‌المثل‌های ترکی استانبولی: ۲۴ مثل و اصطلاح با معادل فارسی

گربه‌ی پدربزرگ با عینک گرد کنار سماور برای تارچین قصه تعریف می‌کند

ضرب‌المثل در ترکی استانبولی «آتاسؤزو» است (جمعش آتاسؤزلِری، یعنی «حرف نیاکان») و اصطلاح «دِییم» (جمعش دِییملِر). شکل ترکی این چهار واژه در مثال زیر آمده است. معروف‌ترین مثل ترکی احتمالاً «داملایا داملایا گؤل اولور» است، یعنی «چکه‌چکه دریاچه می‌شود»؛ همان «قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود» خودمان.

Example
atasözü / atasözleriضرب‌المثل / ضرب‌المثل‌ها
deyim / deyimlerاصطلاح / اصطلاح‌ها
Damlaya damlaya göl olur.چکه‌چکه دریاچه می‌شود.

فارسی‌زبان‌ها در این مبحث جلوترند. خیلی از مثل‌های ترکی معادل تقریباً کلمه‌به‌کلمهٔ فارسی دارند و در خودشان کلمه‌های آشنایی مثل درویش، مراد، شیطان، دوست و گل دیده می‌شود. شکل ترکی این کلمه‌ها را در مثال زیر می‌بینید. پایین ۲۴ مثل و اصطلاح رایج را با ترجمهٔ تحت‌اللفظی، معنی واقعی و نزدیک‌ترین معادل فارسی آورده‌ایم. معنی‌ها از فرهنگ بنیاد زبان ترکی (TDK) است که بخش «فرهنگ ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات» آن مرجع استاندارد این حوزه است. برای حرف‌های خاص ترکی به الفبای ترکی استانبولی و تلفظ حروف سر بزنید.

Example
derviş, murad, şeytan, dost, gülدرویش، مراد، شیطان، دوست، گل
Atasözleri ve Deyimler Sözlüğüفرهنگ ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات

فرق ضرب‌المثل و اصطلاح

ضرب‌المثل ترکی جملهٔ کاملی است که پند می‌دهد یا حقیقتی کلی را می‌گوید. شکلش ثابت است: نقلش می‌کنید و تغییرش نمی‌دهید. مثل زیر همیشه همین است. ضرب‌المثل فارسی هم همین‌طور است؛ کسی نمی‌گوید «قطره قطره جمع شود».

Example
Dost acı söyler.دوست تلخ می‌گوید.

اما اصطلاح عبارتی ثابت با معنی مجازی است که معمولاً حول یک فعل ساخته می‌شود، و مثل هر فعلی صرفش می‌کنید. در مثال زیر، اصطلاح «مو را چهل لا کردن» را در شکل مصدر و بعد صرف‌شده می‌بینید. این دقیقاً مثل اصطلاح‌های فارسی است: «نیشش باز شد»، «نیشم باز شد». بیشتر اصطلاح‌ها پند نمی‌دهند، فقط چیزی را تصویری توصیف می‌کنند.

Example
kılı kırk yarmakمو را چهل لا کردن
kılı kırk yarıyorsunداری موشکافی می‌کنی.
ویژگیضرب‌المثلاصطلاح
شکلجملهٔ کامل، ثابتعبارت، با زمان و شخص عوض می‌شود
کاربردپند، تجربهٔ مشترکتوصیف تصویری
نمونهAcele işe şeytan karışır.Ağzı kulaklarına varmak

۱۴ ضرب‌المثل رایج ترکی

ضرب‌المثلترجمهٔ تحت‌اللفظیمعنیمعادل فارسی
Damlaya damlaya göl olur.چکه‌چکه دریاچه می‌شود.مقدار کم روی هم جمع می‌شود.قطره قطره جمع گردد، وانگهی دریا شود.
Ayağını yorganına göre uzat.پایت را به اندازهٔ لحافت دراز کن.به اندازهٔ درآمدت خرج کن.پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن.
Sakla samanı, gelir zamanı.کاه را نگه دار، وقتش می‌رسد.چیزی که بی‌مصرف به نظر می‌رسد روزی به کار می‌آید.هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید.
Üzüm üzüme baka baka kararır.انگور با نگاه کردن به انگور سیاه می‌شود.آدم‌ها از همنشینشان عادت می‌گیرند.کمال همنشین در من اثر کرد.
Bir elin nesi var, iki elin sesi var.یک دست چه دارد؟ دو دست صدا دارد.موفقیت با همکاری به دست می‌آید.یک دست صدا ندارد.
Tatlı dil yılanı deliğinden çıkarır.زبان شیرین مار را از سوراخش بیرون می‌کشد.حرف نرم آدم لجباز را هم رام می‌کند.زبان خوش مار را از سوراخ بیرون می‌آورد.
Dost acı söyler.دوست تلخ می‌گوید.دوست واقعی عیبت را به رویت می‌آورد.حرف حق تلخ است.
Ağaç yaşken eğilir.درخت تا تر است خم می‌شود.آدم را در کودکی راحت‌تر می‌شود تربیت کرد.چوب تر را چنان که خواهی پیچ.
Sabreden derviş muradına ermiş.درویش صبور به مرادش رسید.کسی که صبر کند به خواسته‌اش می‌رسد.گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
Acele işe şeytan karışır.شیطان در کار عجولانه دخالت می‌کند.کار عجولانه خراب می‌شود.عجله کار شیطان است.
Ak akçe kara gün içindir.سکهٔ سفید برای روز سیاه است.پولت را برای روزهای سخت نگه دار.پس‌انداز برای روز مبادا.
Gülü seven dikenine katlanır.کسی که گل را دوست دارد خارش را تحمل می‌کند.دوست داشتن یعنی پذیرفتن سختی‌هایش.هر که طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.
Dağ dağa kavuşmaz, insan insana kavuşur.کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد.آدم‌ها هر قدر دور باشند، روزی دوباره هم را می‌بینند.کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد.
Ne ekersen onu biçersin.هر چه بکاری همان را درو می‌کنی.هر چه بدهی همان را پس می‌گیری.گندم از گندم بروید، جو ز جو.

دربارهٔ پول، حرف همیشگی «پایت را به اندازهٔ لحافت دراز کن» است. پدر و مادرها به بچه‌ها می‌گویند و ستون‌نویس‌ها دربارهٔ بودجهٔ خانوار. فقط به جای «گلیم» فارسی، در ترکی «لحاف» آمده است. مثل «سکهٔ سفید برای روز سیاه است» جفت همین مثل است، با همان منطق «روز مبادا»ی خودمان. هر دو مثل و واژهٔ لحاف در مثال زیر آمده‌اند:

Example
Ayağını yorganına göre uzat.پایت را به اندازهٔ لحافت دراز کن.
yorganلحاف
Ak akçe kara gün içindir.سکهٔ سفید برای روز سیاه است.

«کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد» را وقتی می‌گویند که کسی را غیرمنتظره می‌بینند، یا موقع خداحافظی با کسی که امیدوارند دوباره ببینندش. شکل فارسی‌اش هم دقیقاً همین است، پس فقط باید کلمه‌های ترکی جملهٔ زیر را جایگزین کنید.

Example
Dağ dağa kavuşmaz, insan insana kavuşur.کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد.

۱۰ اصطلاح رایج ترکی

اصطلاحترجمهٔ تحت‌اللفظیمعنیمعادل فارسی
ağzı kulaklarına varmakدهانش به گوش‌هایش رسیدناز خوشحالی سر از پا نشناختننیشش تا بناگوش باز شدن
burnu havada (olmak)دماغش در هوا بودنمغرور بودندماغش را بالا گرفتن، افاده‌ای بودن
kılı kırk yarmakمو را چهل لا کردنریزبینی افراطیموشکافی کردن، مو را از ماست کشیدن
ağzında bakla ıslanmamakباقلا در دهانش خیس نشدنراز نگه نداشتندهن‌لق بودن
ateş pahasıقیمت آتشخیلی گرانگرانِ گران، سر به فلک کشیده
pabucu dama atılmakکفشش روی بام پرت شدنکنار گذاشته شدن به خاطر کسی بهتراز چشم افتادن، جایش را به دیگری دادن
kafa dengiهم‌وزنِ کلهآدم هم‌فکرهم‌فاز، هم‌کفو
göz atmakچشم انداختننگاه سریع کردننگاهی انداختن
kulak asmamakگوش آویزان نکردنبه حرف و نصیحت اعتنا نکردنگوشش بدهکار نبودن
dört gözle beklemekبا چهار چشم منتظر بودنمشتاقانه منتظر بودنچشم‌انتظار بودن، لحظه‌شماری کردن

حواستان به اصطلاح «با چهار چشم منتظر بودن» باشد، چون دوست دروغین است. در فارسی «چهارچشمی» یعنی «با دقت مراقب بودن»، اما در ترکی این اصطلاح یعنی مشتاقانه منتظر چیزی بودن، مثل «لحظه‌شماری کردن». نمونه‌اش را در جملهٔ زیر می‌بینید:

Example
Tatili dört gözle bekliyorum.برای تعطیلات لحظه‌شماری می‌کنم.

اصطلاح «به قیمت آتش» مال بازار است. جملهٔ زیر یعنی «گوجه‌ها خیلی گران شده!». برای فهمیدن قیمتی که بعدش می‌شنوید، اعداد، ساعت و قیمت به ترکی استانبولی را بخوانید.

Example
Domatesler ateş pahası!گوجه‌ها خیلی گران شده!

و اصطلاح «چشم انداختن» همان «نگاهی انداختن» فارسی است، حتی در ساختار. آن‌قدر رایج است که سر کار هم به کارش می‌برید، مثل جملهٔ زیر. خنثی و مؤدبانه است.

Example
Rapora bir göz atar mısınız?می‌شود نگاهی به گزارش بیندازید؟

کجا ضرب‌المثل و اصطلاح به کار ببریم؟

اصطلاح را تقریباً در هر لحنی می‌شود به کار برد. «نگاهی انداختن» و «لحظه‌شماری کردن» در ایمیل و خبر هم می‌آیند. «دهن‌لق بودن» و «دماغ بالا گرفتن» کمی گفتاری‌تر و قضاوت‌آمیزند، پس دربارهٔ آدم‌ها بگوییدشان، نه به خودشان.

با ضرب‌المثل کمی بیشتر احتیاط کنید. نقل کردنش برای آدم مسن‌تر می‌تواند دلنشین باشد، اما اگر با آن نصیحتش کنید کمی پررویی به نظر می‌رسد. این حس برای ایرانی‌ها آشناست: «پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن» را هم کسی به پدرش نمی‌گوید. با دوستان و در انشا خوب جواب می‌دهد و نویسنده‌ها اغلب استدلالشان را با یک مثل شروع یا تمام می‌کنند.

ترک‌ها ضرب‌المثل را اغلب با یکی از عبارت‌های کوتاه زیر شروع می‌کنند:

Example
Atalarımız boşuna dememiş: ...پیشینیان بی‌دلیل نگفته‌اند: ...
Ne demişler? ...چه گفته‌اند؟ ... (چیزی مثل «قدیمی‌ها گفته‌اند»)
Dedikleri gibi, ...به قول معروف، ...
گربه‌ی تارچین با تعجب به ابر کوچک بارانی روی یک گل و ماهی داخل فنجان چای نگاه می‌کند

وقتی کسی ضرب‌المثل گفت، چه جواب بدهیم؟

معمولاً کافی است موافقت کنید. دو جواب اول مثال زیر بی‌خطرند. اگر کسی برایتان مثل «درویش صبور به مرادش رسید» را بگوید، جواب کلاسیک یک لبخند و «ان‌شاءالله» است. در ترکی هم این کلمه آن‌قدر جاافتاده است که آدم‌های غیرمذهبی هم می‌گویندش، همان‌طور که در فارسی.

Example
Aynen öyle.دقیقاً.
Çok doğru.خیلی درست است.
Sabreden derviş muradına ermiş.درویش صبور به مرادش رسید.
İnşallah.ان‌شاءالله.

اگر مثل مناسبی بلدید، می‌توانید با آن جواب بدهید. فقط مطمئن شوید شکلش را دقیق می‌دانید؛ مثل نیمه‌کاره بیشتر از سکوت توی ذوق می‌زند.

نکته‌های تلفظ برای فارسی‌زبان‌ها

نمونه‌های هر نکته با همان شماره در مثال بعد از فهرست آمده است.

  1. صدای «ؤ» در فارسی نیست. «اِ» را بگویید و لب‌ها را گرد کنید، مثل صدای مشابه در فرانسوی. در این مقاله آن را «ؤ» نوشته‌ایم.
  2. حرف «گ نرم» ترکی را نخوانید؛ فقط مصوت قبلش را می‌کشد. «کوه» در ترکی «دا»ی کشیده است، نه «داغ»، و «درخت» تقریباً «آآچ».
  3. صدای «ای بی‌نقطهٔ» ترکی کوتاه و بدون گردی لب است. «ای» نیست؛ کسره‌ای است که کمی عقب‌تر از کسرهٔ فارسی ساخته می‌شود.
  4. کلمه‌های آشنا را ترکی بخوانید. «درویش» در ترکی «دِرویش» است با «ر» سبک و «ای» کوتاه، و «مراد» در این مثل «مورادِنا» می‌شود، با صدای «ای بی‌نقطهٔ» ترکی، نه «مرادینا».
  5. ریتم را نگه دارید. خیلی از مثل‌ها قافیه یا تکرار دارند، پس یکنواخت و با مکثی کوتاه سر ویرگول بخوانیدشان.
Example
ö: göl, söyler, sözleri۱. دریاچه، می‌گوید، حرف‌ها
ğ: dağ, ağaç۲. کوه، درخت
ı: kılı, ağzı۳. مویش، دهانش
Derviş, muradına۴. درویش، به مرادش
Sakla samanı, gelir zamanı.۵. کاه را نگه دار، وقتش می‌رسد.

اشتباه‌های رایج

شکل غلط و درست هر مورد با همان شماره در مثال بعد از فهرست آمده است.

  1. عوض کردن کلمه‌های مثل. اگر به جای «دریاچه» بگویید «دریا»، به گوش ترک غلط است، با اینکه در فارسی «دریا» می‌گوییم.
  2. ترجمهٔ کلمه‌به‌کلمهٔ مثل‌های فارسی. «پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن» را با «گلیم» نگویید؛ شکل ثابت ترکی «لحاف» دارد. «یک دست صدا ندارد» را هم به شکل ثابت ترکی‌اش بگویید.
  3. صرف نکردن اصطلاح. اصطلاح را صرف کنید، نه اینکه شکل مصدرش را وسط جمله بیاورید.
  4. گفتن اصطلاح قضاوت‌آمیز دربارهٔ خودتان. «دماغم بالاست» جملهٔ عجیبی دربارهٔ خود آدم است.
  5. قاطی کردن «با چهار چشم» ترکی با «چهارچشمی» فارسی. اولی اشتیاق است، دومی مراقبت.
Example
Damlaya damlaya deniz olur. ✗ → Damlaya damlaya göl olur. ✓۱. چکه‌چکه دریاچه می‌شود.
kilim ✗ → yorgan ✓ / Bir elin nesi var, iki elin sesi var.۲. لحاف به جای گلیم / یک دست صدا ندارد.
Ağzı kulaklarına vardı.۳. نیشش تا بناگوش باز شد.
Burnum havada.۴. دماغم بالاست.
dört gözle۵. مشتاقانه

دو گفت‌وگوی کوتاه

در خانه:

Dialogue
مادرBu ay çok harcadık. Ayağını yorganına göre uzat, oğlum.این ماه خیلی خرج کردیم. پایت را به اندازهٔ گلیمت دراز کن، پسرم.
پسرHaklısın anne. Damlaya damlaya göl olur, biraz biriktireyim.حق با توست مامان. قطره قطره جمع گردد، یک کم پس‌انداز می‌کنم.

سر کار:

Dialogue
سلینSunuma bir göz atar mısın? Yarın patrona göstereceğim.به ارائه‌ام نگاهی می‌اندازی؟ فردا به رئیس نشانش می‌دهم.
شماTabii. Ama kılı kırk yarmayacağım, merak etme.حتماً. ولی موشکافی نمی‌کنم، نگران نباش.
سلینSağ ol! Toplantıyı dört gözle bekliyorum.مرسی! برای جلسه لحظه‌شماری می‌کنم.

برای کلمه‌های خودمانی بین دوستان، اصطلاحات عامیانه ترکی استانبولی را ببینید. جمله‌های پایهٔ روزمره هم در سلام و احوالپرسی به ترکی استانبولی آمده است.

پرسش‌های رایج

معروف‌ترین ضرب‌المثل ترکی کدام است؟

رتبه‌بندی رسمی وجود ندارد، اما دو مثل زیر از مثل‌هایی‌اند که هر ترکی از بچگی بلد است.

Example
Damlaya damlaya göl olur.چکه‌چکه دریاچه می‌شود.
Ayağını yorganına göre uzat.پایت را به اندازهٔ لحافت دراز کن.

معنی ضرب‌المثل ترکی را کجا چک کنیم؟

در فرهنگ آنلاین TDK. بخش «فرهنگ ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات» این فرهنگ معنی هر مثل و اصطلاح را به ترکی می‌دهد.

آیا در آزمون‌های ترکی اصطلاح می‌آید؟

هر چه سطح بالاتر برود، اصطلاح مهم‌تر می‌شود. مجلد همراه چارچوب CEFR شورای اروپا از زبان‌آموز سطح C1 انتظار دارد طیف وسیعی از عبارت‌های اصطلاحی و محاوره‌ای را بشناسد، برای همین این عبارت‌ها در متن‌های خواندن و شنیدن سطح پیشرفته زیاد می‌آیند. تومر یا TYS توضیح می‌دهد این آزمون‌ها چه چیزی را می‌سنجند.

آیا مبتدی‌ها باید ضرب‌المثل یاد بگیرند؟

از همان اول چند تا را بشناسید. به کار بردنشان معمولاً حدود سطح B1 طبیعی می‌شود، وقتی فعل‌ها را بی‌فکر صرف می‌کنید.

پیشنهاد عملی: هفته‌ای یک مثل انتخاب کنید و سعی کنید جایی واقعاً به کارش ببرید، در پیامی به یک دوست ترک یا حتی در یادداشت روزانه. اگر می‌خواهید بدانید کدام مثل‌ها برای سطح شما زود است و کدام را همین حالا می‌توانید بگویید، آزمون تعیین سطح رایگان شروع خوبی است. بعد در یک جلسهٔ آزمایشی رایگان ۲۰ تا ۳۰ دقیقه‌ای با جیلان، که ترک‌زبان مادری است و هشت سال است ترکی درس می‌دهد، چند تا را در گفت‌وگو امتحان کنید.